توضیحات داستان
این داستان از کتاب مثنوی معنوی است که خیلی جالبه و قصه آدمایی هست که فقط ادها دارند و در موقع عمل در کار خودشون لنگ میزنند . این داستان به زیبایی حال این آدمها را نشون داده . در این داستان یک مرد پر ادعا پیش دلاک میره تا خالکوبی کنه مرد دلاک مثل همیشه میخواد که کار خودش را بکنه با تصور اینکه این مرد تحمل درد را داره اما پس از دقایقی میفهمه که این مرد پهلوون پنبه است . به داستان خوب گوش کنید خیلی جالبه ...
پیشنمایش صوتی
فایل صوتی اصلی
برای پخش فایل صوتی اصلی اشتراک فعال لازم است.